الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

295

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

( 1 ) و اين هفت و درياى نهان و كوه‌هاى تگرگ و حجب نور و كرسى در برابر عرش چون حلقه‌اى است در دشت تهى و اين آيه را خواند ( 5 - طه ) رحمان بر عرش استوار است - و در روايت حسن حجب پيش از هوائى است كه دلها در آن سرگردانند . شرح - از مجلسى ( ره ) - قوله ( ص ) « ثم انقطع الخبر عند الثرى » يعنى ما دستور نداريم از آن خبر بدهيم . قوله ( ص ) « عند البحر المكفوف عن اهل الارض » يعنى از آن دريا آبى باهل زمين فرود نشود يا نتوانند بدان نگاه كنند . قوله « في رواية الحسن » شايد مقصود ابن محبوب است يعنى روايت در كتاب او چنين بوده است پايان نقل از مجلسى ره . من گويم - ما در شرح اخبار گذشته تفسير برخى بيانات اين گونه احاديث را درج كرديم و در اين جا توجه به اين نكته بجا است كه اين حديث درسى است كه پيغمبر اسلام بيك بانوى اسلامى كه زنى عطر فروش مىباشد داده و از اينجا ميتوان پى بعظمت مكتب پيغمبر اسلام برد و روشى كه در پرورش جامعه بشرى داشته و اعتبارى كه از تعقل و هوش جنس زن نموده است و نكاتى كه در پيشرفت فرهنك بجامعه عرب و عموم بشر داده است . اگر ما همين يك درس او را كه ببانوئى ميگفته از نظر حقيقت بسنجيم بحقائقى بسيار شگرف و عميق پى خواهيم برد . حديث آن كسى كه در طائف رسول خدا ( ص ) را مهمانى كرد 144 - ( 2 ) يزيد كناسى از امام باقر ( ع ) فرمود رسول خدا ( ص ) پيش از اسلام در طائف به مردى وارد شد و آن مرد از وى پذيرائى كرد و او را گرامى شمرد و چون خداوندش بمردم مبعوث كرد بدان مرد گفتند آيا ميدانى اينكه خدا عز و جل بمردم فرستاده كيست ؟ گفت : نه ، گفتند او محمد بن عبد اللَّه يتيم ابى طالب است و وى همان كسى است كه در روز چنان و چنين بطائف آمد و تو او را ارجمند داشتى و پذيرائى كردى ، آن مرد نزد رسول خدا ( ص ) آمد و بر او سلام كرد و مسلمان شد و سپس گفت يا رسول اللَّه مرا ميشناسى ؟